اریا

سر منزل جانان را با پا نتوان رفتن.

غزل شماره ۲: تا اختیار کردم سر منزل رضا را … غزل شماره ۲۲: وقت مردن پا نهاد آن شمع بالین مرا … غزل شماره ۲۵: جان به لب آمد و بوسید لب جانان را …. غزل شماره ۲۵۳: مانع رفتن بجز مهر و وفای من نبود … غزل شماره ۲۸۲: تو و چشم سیه مستی که نتوان دید هشیارش.

غزل شماره ۳۵: طرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماست. غزل شماره ۳۶: …. غزل شماره ۱۸۳: فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد. غزل شماره … غزل شماره ۲۰۸: عزم خرابات بی‌قنا نتوان کرد. غزل شماره … غزل شماره ۲۸۹: پیش رفتن را چو پیشان بسته‌اند. غزل شماره …

سر منزل جانان را با پا نتوان رفتن. به همه‌ی لحظه‌های زندگی‌ام فکر می‌کنم که احساس کرده‌ام تنهای تنهایم. و بدحال و پریشان بوده‌ام. به همه‌ی چیزهایی فکر می‌کنم که برای گذر …

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار. چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم. تا رفتنش ببینم … تو رهرو دیرینه ی سر منزل عشقی. بنگر که ز خون … عشق از دل سعدی به ملامت نتوان برد. گر رنگ توان … کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست. گم گشته دیار …

… شماره ٢: تا اختيار کردم سر منزل رضا را · شماره ٣: به جان تا شوق جانان است ما را … شماره ٢٢: وقت مردن پا نهاد آن شمع بالين مرا · شماره ٢٣: ساقيا کمتر مي امشب از کرم دادي مرا … يک پيمانه با ساقي چنان بستيم پيمان را · شماره ٢٩: داديم به يک جلوه رويت دل و دين را …. شماره ١٥٣: لعل تو به سر چشمه زمزم نتوان داد · شماره ١٥٤: روزي که خدا کام دل تنگ …

غزل شمارهٔ ۲: آنچنان کز رفتن گل، خار می ماند به… غزل شمارهٔ … غزل شمارهٔ ۲۳: نیست چون بال و پری تا گرد سر گردم… غزل شمارهٔ …. غزل شمارهٔ ۱۰۰: با زمین گیری به منزل می رسانم خلق. ….. غزل شمارهٔ ۳۲۳: ز زلف آه آخر روی جانان می شود پیدا …… غزل شمارهٔ ۹۲۷: دست و پا بسیار زد تا عشق ما را پا. ….. غزل شمارهٔ ۱۲۳۴: توبه نتوان کرد از می تا شراب ناب .

خش خش جاروی با پا روی برگ … یا الهی تو مرا غم سر دهی نا کسی را با کسی دلبر دهی ….. هر شب ِ عمرت چو قدر تا برسد صبح فَجر / گر شکنی عمر ِ هجر، پس نتوان شد …… چون منزل ما خاک نیست گر تن بریزد باک نیست اندیشه‌ام افلاک نیست ای وصل تو ….. در رفتن جان از بدن ، گویند هر نوعی سخن / من خود به چشم خویشتن ، دیدم که جانم می رود …

يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام . …. پای عاشق نتوان بست با فسون و فسانه ….. اين ده بيت از قسمت جلوي صندوق آغاز شده و پشت سر اشعار فوق آمده است، و آن ابيات نيز از ديوان كبير مي‌باشند: … چون ناز كند جانان اندر دل ما پنهان *

صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است … میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت … جان بی جمال جانان میل جهان ندارد … دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد · دل از من برد و روی از من نهان کرد · یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد … از این اندیشه عشاق بود · یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود · خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود …

استان گيلان. … گاه دیدار خدا از پای تا سر چشم شو و زنگاه غیر او تا چشم داری کور باش … با پا نتوان رفتن صحرای محبت را بی خون نتوان …. وگر جان رفت از جانان چه حاصل؟ وصالی گر …

گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید. هیچ راهی نیست …… پ ن ۱: از دل و جا شرف صحبت جانان غرض است غرض این است … سر به زیر پای از آن خواهم نهاد … *یادمه موقع کنکور کارشناسی، یکی از روش‌هایی که برای تست‌زنی ریاضی گسسته استفاده می‌کردیم، در نظر گرفتن کرانه‌ها بود. در واقع … پ ن ۱: از قبول عام نتوان زیست مغرور کمال

به مولانا گفتند که شمس باز ناپدید شده است و از او سر تسلیم آه از دل بر کشید و بعد در … دوره، مولانا تحت غلبه هجران شمس، از عشق، اشتیاق و گاهی از پای کوبی نغمه می سراید. ….. د/470، بیت آخر خاموش شدن بدان سبب که راز عشق را فاش نتوان گفت یا جای ….. عاشق می تواند به صورت گوگرد«(کبریت) و هیزم خشک»آماده آتش گرفتن و …

در ادامه غزل‌های عاشقانه شهریار را با هم مرور می‌کنیم، عاشقانه‌هایی که امروز … بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا … دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا … شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود …. تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم

… وحی آسمان آید به سر جان‌ها · غزل شمارهٔ ۲۷ : آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفتست پا …. غزل شمارهٔ ۱۹۴ : خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را · غزل شمارهٔ ۱۹۵ : شهوت که با تو …

زرین کوب دربارۀ بیتِ «بَعدِ سِتّین» نوشته است: «این بیت به خودیِ خود ناظر به وقوعِ …. از رفتن سیّد بُرهان الدّین، که مولانا هرگز او را فراموش نکرد و بارها از او در فیهِ مافیه و … شاید نتوان در وَصف شخصیّتِ شمس واژه یی مناسب تر از «غریب» پیدا کرد. ….. همانا که حضرت مولانا از اوَّل شب تا طلوع فجر بر سر پای ایستاده معارف حضرت بَهاءوَلَد را …

همچو بلبل با گران جانان ندارم الفتی … در اين غزل كه با بيت« ازسرجان بهر پيوندكسان برخاستم/چون الف در وصل دلها از … وچنان مجنون آن مبداء هستی می شوند كه ديگر سر از پا نمی شناسند . …. كارام دل از توبه تقاضا نتوان كرد» (خواجوی كرمانی . ….. بگذريم زندان رفتن را كسانی كه زندانهای تا قبل از سال ۵۴ را تجربه كردند به …

او ابتدا «مسکین» تخلص می کرد ولی پس از ورود به دستگاه شجاع السلطنه، تخلص خود را به نام فروغ الدوله از فرزندان او به «فروغی» تغییر … تا اختیار کردم سر منزل رضا را …. به دستم ار بسپارند آن سر و پا را …. چو نتوان در بر جانان میان بندگی بستن.

در غریبی تا به خاک و خون سر خود را گذاشت رو به سمت آسمان … هرچند که دل داده ای ای ماه به رفتن والله که جز … با پا تنت را زیر و رو میکرد یعنی با آن همه عزت … رفتن روح از بدن سخت است از یتیمی ….. پیِ ریختنِ خون آقای جوانان بهشتند حسین! …. بي حد جراحتي نتوان گفتنش كه چند … ما را ببر به منزل مقصود و خوش بخواب

درويش از … در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید. زان که آن جا جمله …

ﻣﻨﺰل ﺟﺎﻧﺎن ﭼﻪ اﻣﻦ ﻋﯿﺶ ﭼﻮن ﻫﺮ دم. ﺟﺮس … اﯾﻦ ﻗﺪر ﻧﺘﻮان ﮔﻔﺖ … ﺳﺮ ﻣﮑﻦ ﻫﻨﺮ. ي. ﻧﻨﮓ و ﻧﺎم را. در. ﻋﯿﺶ ﻧﻘﺪ ﮐﻮش ﮐﻪ ﭼﻮن آﺑﺨﻮر ﻧﻤﺎﻧﺪ. آدم. ﺑﻬﺸﺖ روﺿﻪ داراﻟﺴﻼم را. ﻣﺎ …… در ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ رﻓﺘﻦ ﮐﺎر ﯾﮏ رﻧﮕﺎن ﺑﻮد ….. ﭘﺎي. دل. داري. ﻣﻼﻟﮔﺮ. ﯽ. ﺑﻮد ﺑﻮد و ﮔﺮ ﺧﻄﺎﯾ. ﯽ. رﻓﺖ رﻓﺖ. دﻟﮔﺮ. ﯽ. از ﻏﻤﺰه دﻟﺪار ﺑﺎر. ي. ﺑﺮد ﺑﺮد. ور.

شد جهان در چشم من از رفتن جانان سیاه, برد با خود میهمان من چراغ خانه را. میل دل با طاق ابروی … کم نشد از گریه اندوهی که در دل داشتم, پاک نتوان کرد با دامان تر آیینه را. دریاب اگر اهل دلی، … مه نو می‌نماید گوشه‌ی ابرو، تو هم ساقی, چو گردون بر سر چنگ آر آن جام هلالی را …. تو پا به دامن منزل بکش که تا دامن, هزار مرحله دارد شکسته‌پایی ما. دولت بیدار …

… دل‌ها مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم جرس فرياد می‌دارد که بربنديد محمل‌ها به می …… هر چه خواهد گو بگو کبر و ناز و حاجب و دربان بدين درگاه نيست بر در ميخانه رفتن …… به مثل ماه فلک نتوان گفت نسبت دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد سروبالای من …

ﻣﺮا در ﻣﻨﺰل ﺟﺎﻧﺎن ﭼﻪ اﻣﻦ ﻋﻴﺶ ﭼﻮن هﺮ دم. ﺟﺮس ﻓﺮﻳﺎد ﻣﯽ. دارد ﮐﻪ ﺑﺮﺑﻨﺪﻳﺪ … ﺟﺰ اﻳﻦ ﻗﺪر ﻧﺘﻮان ﮔﻔﺖ در ﺟﻤﺎل ﺗﻮ ﻋﻴﺐ. ﮐﻪ وﺿﻊ ﻣﻬﺮ و وﻓﺎ ﻧﻴﺴﺖ ….. ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ ﺑﺮو ﮐﻪ ﭘﺎی ﺗﻮ ﺑﺴﺖ. ﻏﺰل. ٣٣ …… ﺑﮕﺬارﻧﺪ و ﺧﻢ ﻃﺮﻩ ﻳﺎری ﮔﻴﺮﻧﺪ. ﺧﻮش ﮔﺮﻓﺘﻨ. ﺪ ﺣﺮﻳﻔﺎن ﺳﺮ زﻟﻒ ﺳﺎﻗﯽ. ﮔﺮ ﻓﻠﮑﺸﺎن ﺑﮕﺬارد ﮐﻪ ﻗﺮاری ﮔﻴﺮﻧﺪ. ﻗﻮت ﺑﺎزوی ﭘﺮهﻴﺰ ﺑﻪ …

ﺮا در ﻣﻨﺰل ﺟﺎﻧﺎن ﭼﻪ اﻣﻦ ﻋﻴﺶ ﭼﻮن ﻫﺮ دم. ﺟﺮس ﻓﺮﻳﺎد ﻣﻲ … ﺟﺰ اﻳﻦ ﻗﺪر ﻧﺘﻮان ﮔﻔﺖ در ﺟﻤﺎل ﺗﻮ ﻋﻴﺐ. ﻛﻪ. وﺿﻊ ﻣﻬﺮ و وﻓﺎ ﻧﻴﺴﺖ …… ﻻﺟﺮم ﻫﻤﺖ ﭘﺎ. ﻛﺎن دو ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺎ اوﺳﺖ. ﺧﺎل ﻣﺸﻜﻴﻦ ﻛﻪ ﺑﺪان ﻋﺎرض ﮔﻨﺪﻣﮕﻮن اﺳﺖ. ﺳﺮ آن داﻧﻪ ﻛﻪ ﺷﺪ رﻫﺰن آدم ﺑﺎ اوﺳﺖ. دﻟﺒﺮم ﻋﺰم ﺳﻔﺮ ﻛﺮد …. ﻛﻪ زﻳﺮ ﺳﻠﺴﻠﻪ رﻓﺘﻦ ﻃﺮﻳﻖ ﻋﻴﺎرﻳﺴﺖ. ﻟﻄﻴﻔﻪ. اﻳﺴﺖ ﻧﻬﺎﻧﻲ …

… آن شكل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا · بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما …. درمان ما · سر برون كن از دریچه جان ببین عشاق را · دوش آن جانان ما افتان و خیزان یك قبا …… هر آن كو صبر كرد ای دل ز شهوت‌ها در این منزل · امروز بحمدالله از دی بترست این دل ….. آن كس كه تو را بیند وانگه نظرش بر تن · بی او نتوان رفتن بی‌او نتوان گفتن …

فال,فال حافظ,فال حافظ با معنی,فال حافظ با تعبیر,فال روزانه حافظ,فال کامل حافظ,فال … نحوه آن نیز معمولاً با وضو و قرائت حمد و سوره و گرفتن دیوان در دست چپ و با حضور … گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا …. غزل شماره ۹۲: میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت … غزل شماره ۱۳۶: دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد …

برچسب‌ها:, , , , , , , , , ,

فروشگاه مارکت سنتر